- دریچه ای نو به زندگی 1
- اشاره 7
- 1.2. باید دودوتا چهارتا کرد 10
- اشاره 17
- 2.2. پیوند خوردن با ریشه ها 21
- 2.3. می توان از مشکلات نردبانی ساخت 23
- 2.4. دعا؛ نگاه ما به خود در آیینۀ خدا 25
- 2.5. شکر؛ ثبت دارایی واقعی مان 26
- اشاره 31
- 3.1. گناهان کوچک؛ کمینگاه شیطان 32
- 3.2. عُجب و غرور؛ ویروس اختراعیِ شیطان 33
- 3.4. نکته های طلایی 40
- 3.6. دوستان و همراهان 43
- 3.7. زندگی کردن برای یک نگاه 47
اشاره
کبوتری گوشۀ حیاط منزلمان نشست؛ با نگاهی به اطراف، برای پیدا کردن دانه. به جست وجو در زمین پرداخت. ناگهان جستی زد و پرید... . با خود گفتم: «چرا پرید؟ آیا خطری حس کرد؟ یا به یاد جوجه های گرسنه و رهاشدۀ خود افتاد؟ یا به امیدِ یافتن جایی بهتر پرواز کرد؟ هرچه بود، از ماندن در اینجا راضی نبود.» ناگهان، این جمله در ذهنم جرقه ای زد: «اگر کسی به جایی که هست، دل خوش باشد، حرکت نمی کند و در همان جا می ایستد. کسی حرکت و پرواز می کند که بر حال و جایگاه خود نقد دارد و زمزمۀ «ظلمتُ نفسی» سر می دهد. کسی از جایگاه خود دل می کَند که آرزو و چشم انداز بهتری در سر دارد.»
یاد این سخن امیرمؤمنان، علی، افتادم: «خدا رحمت کند کسی را که به حساب خود برسد و برنامه ای برای سرانجام داشته باشد. بداند از کجا آمده، در کجاست و به کجا