رازهای نهان در موسیقی صفحه 52

صفحه 52

دو داستان زيبا و عبرت آموز

الف:

اصفهاني مي‌گويد:

يزيد بن عبدالملك معبر خواننده را احضار كرد. معبر ترانه‌اي خواند كه خليفه را به طرب آورد و فرياد زد:

احسنت. پدر و مادرم فدايت.

دوباره معبر همان ترانه را تكرار كرد و يزيد نيز گفته خود را تكرار كرد. لحظاتي بعد يزيد از خود بي‌خود شد و به كنيزانش گفت:

هر كار من كردم شما هم بكنيد، سپس به دورخانه مي‌چرخيد و كنيزان نيز مي‌چرخيدند و چنين مي‌خواند:

اي خانه مرا بچرخان و اي زمان مرا آرام كن! اي معشوقه من مرا رها نكن و به خاطر خدا به من رحم كن و سوگندت را فراموش نكن.

يزيد آنقدر همانند كودكان به دور خانه گرديد، تا بي‌حال بر روي زمين افتاد. غلامان و كنيزان به سويش رفتند و او را به اندرون بردند. (84)

چقدر زشت و ناپسند است كه خليفه‌اي زمام امور را به دست دارد، در برابر خواننده‌اي اين گونه به گرد خانه بچرخد و كنيزان و حضار او را به باد سخره واستهزاء بگيرند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه