بررسی گسترده ی فقهی غیبت صفحه 107

صفحه 107

ضمیر «یَکْرَهُه» به «کلام» برگردد.

امّا احتمال دیگر این بود که ضمیر به وصف برگردد که البته مقصود، ظهور وصف است و معنای غیبت: «ذِکْرُکَ أخَاکَ بِالوَصْفِ الّذِی یَکْرَهُ المُغْتَابُ ظُهُورَه» باشد. جناب شیخ می فرماید:

نَعَم، لَو أُرجِعَت «الکَرَاهَهُ» إلَی الوَصْفِ الَّذِی یُسْنَدُ إلَی الإنْسَان تَعَیّنَ إرَادَهُ کَرَاهَهِ ظُهُورِهَا، فَیَخْتَصُّ بِالقِسْمِ الأوّل وَ هُوَ مَا کَانَ إظْهَارَاً لِأمْرٍ مَسْتُور؛

بله، اگر [ضمیر در] کراهت به وصف برگردد، وصفی که به انسان استناد داده می شود تعیّن می یابد که مراد، کراهت ظهور آن است، پس در این صورت، غیبت مختصّ به قسم اوّل می شود و آن، وقتی است که اظهار امرِ مستور باشد.

ایشان علّت این اختصاص را نفرموده که چرا در این صورت غیبت فقط شامل عیب مستور می شود و عیب آشکار غیبت نیست؟ ولی علّت روشن است؛ چون عیب غیر مستور، خودش ظاهر است و ظهور در مورد آن معنا ندارد. چیزی که ظاهر است دوباره ظاهر نمی شود. عیب مستور است که ظهورش معنا دارد. بنابراین احتمال دوم در معنای غیبت، شامل ذکر عیب آشکار نمی شود.

تا این جا تعاریف فقهای عظام و تعریف جناب شیخ را مطرح کردیم و توضیح بیشتری دادیم تا آقایانی که تدریس مکاسب می کنند مطلب برایشان آسان تر شود، ولی نظر خودمان چیست؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه