بررسی گسترده ی فقهی غیبت صفحه 178

صفحه 178

آن حقوق یا طلب حلالیت، کوتاه و طاقتش تنگ شده است، از خداوند می خواهد: پس خداوندا! صاحب حق را از جانب خود راضی کن و رحمت و مغفرتت را شامل من فرما!

وجه استدلال

از این تعابیر معلوم می شود باید برای غیبت تحلّل کرد؛ زیرا غیبت از حقوقی نیست که قابل رد کردن باشد، پس تنها تحلّل می ماند که باید انجام شود.

بعضی از حقوق، قابل رد است. اگر مال کسی را بردارند باید به صاحبش رد کنند. اگر به کسی بهتان زده شد باید بگوید که دروغ گفته است و به این ترتیب، گناه تهمت را رد کند. امّا غیبت یا لااقل یک نوع غیبت _ بنابر قولی _ چیزی است که واقعیّت دارد و عیب پنهان است که توسط مغتاب (بالکسر) آشکار می شود، لذا برای ردّ غیبت نمی توان گفت: من دروغ گفتم. پس تنها راه پیش رو تحلّل است.

مناقشه در دلیل

دلالت این دعا بر وجوب استحلال، خوب است و مشکلی ندارد، إلا این که متأسفانه سند ندارد. اگر هم ما در صحیفه از ضعف سندی آن صرف نظر کنیم، ولی در این جا نمی توانیم؛ زیرا از ملحقات صحیفه است. البته خود این دعا انصافاً دعای با عظمتی است که مضامین عالی در آن است و بعید نیست که همان اطمینان اجمالی به صدور که نسبت به صحیفه بود، نسبت به این دعا هم باشد، ولی این که تمام کلمات این دعا از امام سجّاد - علیه السلام - باشد، مطمئن

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه