بررسی گسترده ی فقهی غیبت صفحه 190

صفحه 190

بحث اوامر گفتیم اطلاق منصرف به وجوب تعیینی است(1)، پس وجوب طلب حلیّت هم تعیینی است؛ مثلاً اگر اطلاقی داشتیم که می فرمود: «صَلِّ صَلاهَ الجُمُعَه»؛ نماز جمعه بخوان، اطلاق این امر اقتضا می کند وجوبش تعیینی باشد، کما این که اطلاقش اقتضا می کند وجوبش تعیّنی باشد. پس کأنّ مرحوم شیخ می خواهد بفرماید: «فلیستحلّها» امری است مطلق، و چون مطلق است اقتضا می کند وجوبش تعیینی باشد؛ یعنی در مقابلِ تقیید به «أو» که [مفید] وجوب تخییری است. حال، این اطلاق که مفید تعیین است تقییدش می کنیم، تقیید به چه معنا؟ تقیید به «أو» تا مفید وجوب تخییری باشد.

پس روایتی که می فرمود: «تَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِمَنِ اغْتَبْتَهُ کُلَّمَا ذَکَرْتَهُ»(2) یا روایتی که داشت: «فَلْیَسْتَغْفِرِ اللَّهَ لَهُ فَإِنَّهُ کَفَّارَهٌ لَهُ»(3) مقیّد است و نتیجه ی نهایی این می شود: «من اغتاب أحداً فلیستحلّها أو یستغفر له»؛ کسی که غیبت دیگری می کند یا باید طلب حلّیت کند و یا برای مغتاب (بالفتح) استغفار کند. استحلال و استغفار للمغتاب، می شود دو عِدل وجوب تخییری؛ یعنی راه برائت و تخلّص از گناه غیبت دوتاست: استحلال و استغفار برای مغتاب.

این مطلب، از عبارت «ایضاً» که در کلام شیخ است فهمیده


1- همان گونه که اگر اطلاق وجوب، تخییری بود منصرف به تقیید است.
2- الکافی، ج 2، کتاب الایمان و الکفر، باب الغیبه و البهت، ح 4، ص 356.
3- وسائل الشیعه، ج 16، تتمه کتاب الجهاد، ابواب جهاد النفس، باب 78، ح 5، ص 53.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه