بررسی گسترده ی فقهی غیبت صفحه 316

صفحه 316

شریفه ی (ما عَلَی الْمُحْسِنینَ مِنْ سَبیل) کسانی است که به حمل شایع، محسن هستند، نه کسانی که فقط قصد احسان دارند ولی در واقع، احسانی محقّق نمی شود(1). پس اگر کسی به قصد ردع از منکر غیبت کرد و عاصی مرتدع نشد، عنوان محسن بر مغتاب (بالکسر) صادق نیست. تنها زمانی محسن است و غیبت عاصی جایز می شود که فی الواقع مغتاب (بالکسر) مرتدع شود. پس باید ناهی از منکر اطمینان به تأثیر غیبت در ردع از منکر داشته باشد و اگر چنین اطمینانی نبود، اگر حالت سابقه ی فرد به گونه ای بود که یقین به حرمت غیبت او سابقاً داشتیم، می توانیم همان حرمت را به عنوان حکم جزئی استصحاب کنیم، بلکه می توان با یقین سابق، استصحاب موضوعی حرمت کرد که این استصحاب می تواند مقدّم بر استصحاب حکم باشد.

بله، اگر اطمینان به تأثیر داشت امّا شخص عاصی مرتدع نشد و غیبت تأثیر نکرد، گرچه مرتکب حرامِ واقعی شده، ولی معذور است.


1- این که محسن کسی است که به حمل شایع محسن باشد، مطلب مهمّی است که گاهی نه تنها طلاب، بلکه برخی فضلا هم دچار غفلت شده و در این امر اشتباه می کنند. کسی با نیت خیر، مرتکب کاری می شود که به زیان و ضرر دیگری منجر می شود، برخی می گویند: چون قصد احسان داشته است پس مؤاخذه ندارد یا ضامن نیست. مثلاً کسی ماشین خرابی را می بیند و به قصد احسان، به جای اصلاح، موجب خرابی بیشتر آن می شود به نحوی که خرابی بیشتر مستند به اوست. در این مثال نمی توان او را به استناد آیه ی نفی سبیل از محسنین، ضامن ندانست؛ زیرا این شخص در واقع محسن نبوده، بلکه مفسد است و به جای احسان، افساد کرده است، هرچند قصدش احسان بوده است و به خاطر این قصد، تکلیفاً مؤاخذ نیست، ولی ضامن است؛ چون «من اتلف مال الغیر فهو له ضامن».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه