بررسی گسترده ی فقهی کذب (موضوع، احکام و موارد استثناء) صفحه 173

صفحه 173

این صورت صدق جمله به صدق ملازمه است، مثل «إن کانت الشمس طالعه فالنهار موجوده».

ب: جمله ی شرطیه ای که برای نفی جزاء ذکر می شود، به این صورت که جزاء را بر شرطی که محال یا عدم تحقّقش روشن است معلّق می کند تا بیان کند جزاء هم محقّق نمی شود، پس در حقیقت در مقام بیان نفی جزاء است نه ملازمه؛ مثلاً می گوید: اگر سه قابل تقسیم بر دو هست پس من بدهکار تو هستم؛ اگر در کف دست من مویی دیدی پس ایران را هم خواهی دید؛ اگر پشت گوشت را دیدی فلان چیز هم هست. در تمام این موارد با معلوم بودن امتناع شرط، نفی جزاء می کند.

در آیه ی شریفه هم حضرت ابراهیم با معلوم بودن امتناع شرط، در واقع نفی جزاء می کند، ولی کلام به واسطه ی فاصله شدن (فَسْئَلُوهُمْ) به گونه ای القاء شده که ظاهر در نفی جزاء با إنتفاء شرط نباشد.

قسمت دوم روایت نیز که مربوط به داستان حضرت یوسف - علیه السلام - است که فرمود: (أَیَّتُهَا الْعِیرُ إِنَّکُمْ لَسارِقُونَ) واقعاً ظاهر کلام این است که برادران یوسف سارق صواع ملک هستند. به همین جهت آن ها هم فوراً در مقام دفاع از خود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه