علم غیب صفحه 143

صفحه 143

دوم: این آیه علم ذاتی را نفی می کند؛ یعنی کسی بذاته علم غیب ندارد مگر پروردگار که عین علم و قدرت است. پیغمبرˆ و ائمه هدی‰ نیز علم ذاتی ندارند، هرچه دارند به تعلیم و بخشش خداوند تبارک و تعالی است.

سوم: ممکن است مراد از این آیه نفی علم مخلوق، نسبت به علم خالق باشد؛ یعنی علم خالق ذاتی است و حد و نهایت ندارد و علم مخلوق محدود و بخشش خالق است. در بین مردم هم متعارف است که اگر کسی مقداری علم و هنر داشته باشد و در مقابل شخصی که هزاران برابر او علم و هنر دارد قرار گیرد، ابداً او را به حساب نمی آورند؛ تا چه رسد به این که صحبت از علم ذاتی خالق باشد که همچون ذات مقدس او اصلاً با علم مخلوق سنخیت ندارد و قابل قیاس نیست.

شیخ طبرسی در تفسیر این آیه فرموده است:

غیب را نمی داند مگر خدای یگانه و کسی که خداوند او را تعلیم فرماید.(1)

از ابن حجر که از علمای اهل سنت است نقل شده که گفت:

بین آیه شریفه: ]قُلْ لَا یَعْلَمُ مَنْ فِی السَّماواتِ[ و ]عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَایُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَداً * إِلّاَ مَنِ ارْتَضَی مِنْ رَسُولٍ(2) [ و بین علم انبیا و اولیا به غیب های جزئی تنافی نیست؛ برای آن که علم انبیا و اولیا به تعلیم و احسان خدایی است و این غیر علم ذاتی حق است و این علم ذاتی ازلی و ابدی مخصوص حق متعال می باشد

و هیچ کس در این علم ذاتی شریک خدا نیست. اما غیر پروردگار علم ذاتی ازلی

و ابدی ندارد و هرچه دارد مجعول و حادث و به تعلیم خداوند است و این که تعلیم پروردگار غیب را به انبیا و اولیا ممکن است و محال لازم نمی آید.

پس انکار وقوع تعلیم خدا غیب را به انبیا و اولیا عناد است. اما بدیهی است که آنان شریک علم خدا نمی شوند، چون علم خدا ذاتی است و هیچ کس علم ذاتی ندارد اگر کسی برای فردی علم ذاتی ادعا کرد، شریکی برای علم خدا قرار داده است. پس


1- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج7، ص359.
2- الجن (72)، آیات 26 27: خدای دانای غیب است و کسی را بر علم غیب خود آگاه نکرده، مگر آن کس را که از رسولان برگزیده است.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه