علم غیب صفحه 164

صفحه 164

از این فرمایش امام، کاملاً روشن می شود که آن حضرت علم ذاتی را نفی و علم و دانشی را که به ارث به آن حضرت رسیده، یا از جانب خدا به او افاضه شده، اثبات فرموده است. اما این که فرمود: «سبحان الله»، برای آن بود که مردم حضرتش را شریک علم خدا می پنداشتند.

روایت چهارم

عَنبَسه می گوید که به حضور امام صادق† مشرف شدم. آن حضرت به من فرمود: «از ابی الخطاب چه شنیدی؟» عرض کردم: که او می گفت: امام صادق† دست خود را بر سینه ام گذاشت و به من فرمود: نگه دار (اسرار ما را) و فراموش مکن! نیز، (می گفت که) شما فرمودی: ابی الخطاب مخزن علم و اسرار و امین اَحیا و اموات ماست؛ می گفت که امام صادق† از غیب آگاه است.

امام† فرمود:

بدن من با هیچ اندامی از او تماس نگرفته مگر با دست او. اما این که نسبت علم غیب به من داده؛ قسم به خدای یگانه، من نمی دانم نیز، آن چه را از قول من نقل کرده من به او نگفتم.(1)

ابی الخطاب کیست؟

او کسی بود که ادعای پیغمبری می کرد و امام صادق† را خدا می دانست. این در حالی است که خود امام صادق او را لعنت کرده است. بدیهی است که امام در این جا تقیه نموده و برای این که او را خدا ندانند، قسم یاد کرده است که غیب را نمی داند.

به عبارت دیگر، راه توریه را در پیش گرفته و منظورش یا نفی علم، به وقت قیامِ رستاخیز است و یا نفی علم ذاتی، یا این که می خواسته بفرماید من از پیش خود نمی دانم.

روایت پنجم


1- رجال الکشی، ص291، ح515؛ بحارالأنوار، ج25، ص321، ح91 (باب دهم از ابواب علامات الإمام و صفاته و... از کتاب الإمامه).
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه