- پیش سخن 1
- 1. طیّ الارض 5
- اشاره 7
- 3. هزار رکعت نماز 7
- اوراد و ختوم 9
- 4. محدَّث در اسلام 11
- 5. علم امامان شیعه به غیب 13
- 6. حمل جنازه ها به مشاهد 24
- 7. زیارت مشاهد عترت پاک 26
- اشاره 26
- انگیزه زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) 30
- سخنان سرشناسان مذاهب چهارگانه 35
- سه فرع فقهی 36
- آداب زیارت 37
- توسل و شفاعت طلبی 38
- تبرک به قبر شریف 39
- زیارت امامان بقیع و دیگر مزارها 43
- زیارت شهدای احد 43
- زیارت مسجد قبا 44
- زیارت اهل قبور 45
- آدابی که زایران باید رعایت کنند. 46
- سخنانی پیرامون زیارت قبور 46
- نذر برای اهل قبور 47
- قبرهایی که قصد زیارت آن ها را می توان کرد 49
- اشاره 51
- 8. کندوکاوی در حدیث 51
- سلسله دروغ سازان و جاعلان 53
- زنجیره زاهدان دروغگو 62
- مناقب ابوحنیفه 64
- در تخریب ابوحنیفه 66
- لیست حدیث های ساختگی یا وارونه شده 67
- مشکل ثقه ها 69
- زنجیره روایت های جعلی از زبان پیامبر امین (صلی الله علیه و آله و سلم) 69
- زنجیره حدیث های ساختگی تنها در امر خلافت 72
- سخن تباه و تزویر رسوا 77
- این غرض ورزی و جاروجنجال برای چیست؟ 79
- حکم گزارشگران حدیث های دروغین 81
جانشین خود را تعیین کرد آن هم پیش رفت و از همین جا معلوم می شود که تاریخ پیداییِ این روایت های خلافت پس از آن بود که ابوبکر پیراهن خلافت را بر تن کرد؛ وگرنه در
روز سقیفه هیچ سخنی از این روایت ها به میان نیامد و جا داشت که بیاید. در این جا حدیث هایی در نزد اهل سنت است که صحیح محسوبند، در ضدّیت و مخالفت آن حدیث هاست.
علّامه امینی (رضی الله عنه) سی و نه حدیث در این خصوص با ذکر منابع آورده و به تحلیل پرداخته است:
1. ابوبکر در بستر مرگ گفت: دوست داشتم از پیامبر می پرسیدم مقام جانشینی او برای کیست تا احدی در آن دعوا نداشته باشد؟
پس اگر ابوبکر براساس آن (روایت های جعلی خلافت) از پیامبر شنیده بوده که خلیفه اوست، چه زمینه ای برای این آرزو و سؤال بود؟
2. از عایشه نقل است که وقتی زمان مرگ ابوبکر فرا رسید عمر را خواند و گفت من تو را جانشین خود کردم...(1) اگر براساس آن سلسله روایات نصی از رسول خدا بر عمر بوده؛ چرا ابوبکر تعیین را به خود نسبت می دهد؟
3. عمر بن خطاب می گوید: این که از رسول خدا سه مطلب را می پرسیدم برای من از شتران سرخ موی دوست داشتنی تر بود، می پرسیدم خلیفه پس از او کیست؟(2)
1- تفسیرالوصول، ابن ربیع 2/48.
2- نوادر الاثر، ابن راز.