الغدیر همراه جلد 6 صفحه 11

صفحه 11

خدایا مرا در مشکلی که فرزند ابی طالب در آن حضور ندارد باقی مدار.

نظیر این قصّه را در زمان عثمان هم نقل کرده اند. اما در آنجا تا عثمان از حکم آگاهی یابد و جلو گیرد آن زن بیچاره سنگ سار شده بود.(1)

پنجم: همه داناتر از عمر هستند

روزی عمر بن خطّاب بر منبر رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) نشست و گفت: ای مردم شما مهریه زنان را زیاد کرده اید. رسول خدا و اصحاب او مهریه را چهارصد درهم تعیین می کردند اگر زیادی مهریه نزد خدا نشان تقوا و کرامت بود شما بر آن ها پیش نمی گرفتید. پس زیاده بر چهارصد درهم مهریه قرار ندهید و از منبر پایین آمد.

زنی از قریش اعتراض کرد و گفت: ای امیر، مردم را از مهریه های بیشتر از چهار صد درهم باز داشته ای ؟ عمر گفت: آری. آن زن گفت: آیا نشنیده ای خدا در قرآن چه آیه ای نازل فرموده است؟ عمر پرسید کدام آیه؟ آن زن گفت: آیا نشنیده ای که خدا فرمود:

(و آتیتم احداهنَّ قنطاراً...)(2)


1- موطّاء مالک، 24/176؛ سنن کبری، بیهقی 7/442؛ تفسیر ابن کثیر 4/157؛ در منثور سیر طه،6/41.
2- نساء، 20.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه