الغدیر همراه جلد 6 صفحه 51

صفحه 51

امری روا نیست در مورد آنچه اتفاق افتاده، به قدر کافی دل مشغولی وجود دارد.(1)

نود و دوم: نهی خلیفه از حدیث

خلیفه افزون بر نهی سؤال از مشکلات قرآن و پرسش از آنچه رخ نداده، امر سومی هم افزود و آن، نهی از نقل حدیث رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و یا نقل فراوان آن است و آن رسواترین است.

قرظه بن کعب گوید: وقتی عمر ما را به عراق می فرستاد ما را مشایعت کرد و پرسید می دانید چرا شما را مشایعت کردم؟ گفتند: آری، برای احترام ما. گفت: علاوه بر آن، شما به جایی می روید که آنان قرآن می خوانند و صدایشان همانند صدای زنبوران عسل می پیچد، آنان را با حدیث مشغول مکنید. چون قرظه وارد عراق شد، گفتند برای ما از رسول ا لله حدیث بگو؛ گفت عمر ما را از آن نهی کرده است.

او می گوید: پس از آن، حتی یک حدیث هم از رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گزارش نکردم.

خلیفه همچنین به ابوموسی که او را به عراق می فرستاد گفت: تو به میان مردمی می روی که صدای قرآن آن ها در مساجد مانند کندوی زنبوران عسل می پیچد، آنان را به حال خود بگذارید و با حدیث ها مشغول شان نکنید و من در این کار


1- کتاب العم، ابن عمر،56؛ سیره عمربن خطاب، 118.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه