الغدیر همراه جلد 7 صفحه 156

صفحه 156

پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نشاندیم. او گفت: چه کسی در محبت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به من کمک می کند و حاجتی از من برمی آورد؟

ابوبکر گفت: حاجت تو چیست؟ او گفت: خانواده ای دارم چیزی برای خوردن نداریم. ابوبکرگفت: آن با من. دیگر چه؟ او گفت: دختری دارم، دوست دارم تا من زنده هستم کسی با او ازدواج کند. ابوبکر گفت: بعد چه؟ نابینا گفت: دوست دارم ریش سفید ابوبکر صدیق را در محبت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به دست بگیرم. ابوبکر ایستاد و ریش خود را در دست آن نابینا نهاد. او ریش ابوبکر را گرفت و گفت: پروردگارا! به احترام ریش سفید ابوبکر صدیق بینایی ام را به من بازگردان. خدا همان ساعت چشم او را بینا کرد.

جبرئیل (صلی الله علیه و آله و سلم) بر پیامبر نازل شد و گفت: ای محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم) خداوند تو را سلام می رساند، همراه تحیّت و احترام ویژه و به تو گوید: سوگند به عزت و جلالتم اگر همه نابینایان به احترام ریش سفید ابوبکرصدیق مرا قسم می دادند، چشم آنان را برمی گرداندم و در روی زمین نابینایی باقی نمی ماند و همه این ها به برکت وجود تو و ارزشمندی و بلندمرتبتی تو است، در نزد پروردگارت.(1)

علّامه امینی (رضی الله عنه) می نویسد: راستی که گاهی چشم ها کور نمی شود؛ لیکن دل های درون سینه ها نابینا شوند. آن عرب


1- روض الریاحین، یافعی، مطبوع در حاشیه عرائس، ثعلبی /443.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه