الغدیر همراه جلد 7 صفحه 40

صفحه 40

سود ببرد. اما عمر گفت نه به خدا قسم باید دست او را برید و ابوبکر به حرف عمر گوش کرد.(1)

شگفتا، که خلیفه کیفر دزد را که از اهم موارد برای از بین بردن تباهی و برقراری امنیت است، نمی داند. شگفت تر از آن این که در اجرای حکم خدا به جای رجوع به قرآن و سنت، به نظر یاران رجوع می کند.

این جریان در زمان عمر نیز تکرار شد و خلیفه تصمیم گرفت پای دزد را ببرد.

علی (علیه السلام) اینگونه داوری فرمود: پیشتر دست و پای او را بریده ای، پای دیگر او را نبر، که ستونی برایش نماند که راه برود، یا او را تنبیه کن یا به زندان بینداز. عمر نیز چنان کرد، و او را به زندان انداخت.(2)

آن قضاوت و داوری دو خلیفه و این داوری علی امیرالمؤمنین به استناد قرآن مجید، قضاوت نهایی با خواننده است.

4. نظر خلیفه درباره میراث جدّ

ابوبکر، جدّ را، پدر فرض می کرد(3) و همان طور که پدر، حاجب برادران و خواهران می شود جدّ هم حاجب می شود.


1- سنن، بیهقی 8/374 و 373.
2- کنزالعمال 3/138.
3- منشأ توهم او آیه های: «بل ملّه ابیکم ابراهیم» و «یا بنی آدم...» بوده که تناسبی ندارد. ر.ک: الغدیر 7/130.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه