- پیشاهنگ سخن 1
- اشاره 3
- آیه نخست 3
- تحریف و تطبیق 3
- آیه دوم و سوم 6
- داستان گودال کم عمق آتش 9
- مبالغه در برتری ابوبکر 12
- 29. پاسخ فرشته به دشنام گوی خلیفه 12
- 30. سخنرانی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در فضیلت ابوبکر 13
- اشاره 13
- اما متن حدیث 15
- 31. امیر مؤمنان خلیفه را ستایش می کند. 16
- 67. شب غار و خلیفه در مغار 17
- 69. ابوبکر هرگز پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) ، را اندوهگین نساخت 20
- اشاره 21
- 70. آیاتی درباره ابوبکر 21
- افسانه ثروت ابوبکر 22
- غلوّ در برتری های عمر 24
- اشاره 24
- غنا و موسیقی در قرآن کریم 29
- موسیقی و خنیاگری در چهار مذهب 30
- چهار کرامت برای عمر 31
- 6. افسانه ای دیگر 34
- 8. فرشتگان با عمربن خطاب سخن می گویند 38
- 10. زبان و قلب عمر 39
- 11. رؤیای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) درباره دانش عمر 40
- 12. عمر و ترس شیطان از وی 41
- اشاره 42
- غلوّ در برتری های عثمان پسر عفان 42
- 1. داوری درباره زنی که شش ماهه زایید و سنگ سار شد 43
- 2. نظر خلیفه درباره نماز تمام در سفر 44
- اشاره 44
- دین و سیاست وقت 46
- تکلمه بحث 47
- 3. تعطیل حدود الهی توسط خلیفه 48
- 4. اذان سوم به فرمان خلیفه 49
- 5. گسترش مسجدالحرام 51
- 6. رأی خلیفه در حجّ تمتّع 52
- 7. تعطیل قصاص 53
- 8. نظر خلیفه در جنابت 55
- 9. کتمان حدیث نبوی 56
- 11. خطبه ها، پیش از نماز عید 59
- 13. رأی خلیفه در قرائت 62
- 17. عِدّه در طلاق خُلع 66
- 18. زنی که شوهرش گم شده 67
- 20. خلیفه سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از یک زن می آموزد 68
- 19. خلیفه حکم را از اُبیّ می گیرد 68
- 21. احرام قبل از میقات 69
- 22. اگر علی (علیه السلام) نبود، عثمان هلاک شده بود 71
- 24. رد مادر از ثلث میراث 75
- 26. خرید و فروش صدقه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) 76
- 25. اعتراف به زنا 76
- 27. خلیفه در شب وفات ام کلثوم 77
- 28. اختصاص چراگاه ها، برای خلیفه و کسان او 78
- 29. فدک، تیول برای مروان 79
- 30. رأی خلیفه درباره دارایی ها و صدقه ها 80
- اشاره 83
- 31. بخشش های خلیفه به حکم پسر ابی العاص 83
- حَکَم، کی به جنون مبتلا شد؟ 85
- حَکَم را بشناسید 85
- حَکَم در قرآن 87
- نگاهی در دو سخن 88
- چند سؤال 93
- اشاره 97
- مروان کیست؟ 98
- 34. بهره سعیدبن عاص از عطای خلیفه 103
- اشاره 106
- 35. بخشش خلیفه به ولید از دارایی مسلمانان 106
- ولید و پدر ولید 107
- این بود پدر، و تو چه دانی فرزند او کیست؟ 111
- 36. بخشش خلیفه به عبدالله بن خالد از بیت المال مسلمانان 113
- 37. عطای خلیفه به ابوسفیان 115
- 38. بخشش خلیفه از غنائم افریقا 118
- اشاره 123
- 39. گنج های فراهم آمده با عطاهای خلیفه 123
- فهرست بخشش های خلیفه و گنج های فراهم آمده 129
- عثمان (خلیفه) و شجره نفرین شده در قرآن 131
- تبعید ابوذر به ربذه 137
- کلام امیر المومنین (علیه السلام) به هنگام اخراج ابوذر به ربذه 147
- پرستش خدا 150
- دانش ابوذر 152
- صداقت و زهد ابوذر 152
- برتری ابوذر 153
- این است، ابوذر 154
- جنایات تاریخ 157
- بلاذری 158
- ابن جریر طبری 160
- نگاهی بزرگوارانه به تاریخ طبری 161
- کامل ابن اثیر جزری 162
- عماد الدّین ابن کثیر 164
- نظر ابوذر در دارایی ها 167
- ابوذر و سوسیالیزم 181
- روایت های ابوذر در امر دارایی ها 192
- سخنانی در ستایش ابوذر 196
- درنگی در فتوای الازهر 200
- گواهان در استفتاء 209
- و آنک این گواهی آلوسی 210
- نقطه نظرهایی در کلام آلوسی 211
- آخرین سخن 220
درباره ابوطالب نازل شد. او مردم را از آزار رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می داشت، امّا خود به اسلام نمی گروید.(1)
قرطبی می گوید: این آیه عام بوده و شامل همه کافران است.
مفهوم آن اینست که از پیروی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می داشتند و خود نیز از وی دوری می گزیدند؛ و نیز گفته شده: آیه فوق مخصوص ابوطالب است. او مردم را از آزار دادن به محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) منع می کرد، و خود از ایمان آوردن به وی خودداری می نمود و دور می شد.
آنگاه حکایت آزار دادن ابوجهل به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) توسط ابن زبعری، با نهادن شکمبه ای بر سر او هنگام نماز و تا آخر قصه را آورده است.(2)
علاّمه امینی (رضی الله عنه) می نویسد: نزول این آیه در شأن ابوطالب به چند دلیل نمی تواند صحیح باشد:
1. مرسل بودن حدیث، نداشتن سند پیوسته که شاید راویان ضعیفی در میان باشند.
2. این حدیث را حبیب بن ابی ثابت به تنهایی گزارش کرده است. ابن حبان او را اهل تدلیس دانسته و به قول عقیلی،
1- تاریخ، طبری 7/110 و...
2- تفسیر، قرطبی 6/406؛ ملاحظه می کنید: مرجع ضمیر«هم» و متعلق «نهی» در روایت نخست، کفارند که مردم را از پیروی محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) باز می دارند و به روایت دوم، ابوطالب است که مردم را از اذیت و آزار نهی می کرد و ما آن برداشت متفاوت را از مصادیق تفسیر به رأی می دانیم.