بر کرانه غدیر صفحه 1049

صفحه 1049

نخل هستی بار و بر آرد در ایام غدیر/

دین خود را کن مکمل با ولای مرتضی

خوف تا کی باید از فرمان و اعلام غدیر/

می شود مست ولای مرتضی، از خود جدا

هر که نو شد جرعه ای از باده جام غدیر شد/

بپا هنگامه ای در آسمان و در زمین

تا ولایت شد علی را ثبت، هنگام غدیر/

شور و شوقی شد در آن صحرای سوزان حجاز

مرغ اقبال آمد و بنشست بر بام غدیر/

عشق مولا در دلم از زاد روز من نشست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه