بر کرانه غدیر صفحه 1130

صفحه 1130

پستان جاری شد.

پیامبر ظرفی طلبید و شیر دوشید تا ظرف پر شد، ابتدا به آن زن داد و نوشید و سیر شد و سپس یاران خود راه هر یک نوشیدند تا سیر شدند و بعد از همه خود نوشید و فرمود:

«ساقی القوم آخر هم»

آنکه ساقی گروهی می شود باید خود آخر بنوشد

و دوباره ظرف را پر از شیر کرد پیش زن گذاشت و حرکت فرمود.

چون بامداد شد مردم مکه از بین زمین و آسمان بانگی شنیدند که می گوید:

خدا بهترین پاداش خود را به آن دو رفیق همراه دهد که به خیمه ام مَعبَد فرود آمدند و سپس از آنجا کوچ کردند و چه خوشبخت بود رفیق محمد صلی الله علیه و آله و سلم که همراه رسول گرامی بود. ای قبیله قصی بدانید که خداوند سروری را از شما دور نکرده است.

از خواهر خود ام مَعبَد داستان ورود پیامبر را باز پرسید و اگر هم قانع نشدید از خود گوسفند بپرسید که گواهی می دهد. پیغمبر گوسفند را به نزدیک خود خواند و از پستان بی شیرش شیر دوشید، پیامبر رفت ولی به این کرامت، آن گوسفند پیوسته به آن زن شیر می داد.

*****

الغدیر، ج 3، ص 28.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه