بر کرانه غدیر صفحه 1161

صفحه 1161

روزی حارث همدانی همراه با گروهی از شیعیان امیرالمؤمنین، به حضور آن حضرت رسیدند. حارث با قد خمیده راه می رفت و عصای خود را بر زمین می زد و بیمار بود علی علیه السلام به ایشان علاقه مند بود، فرمود:

ای حارث چه شده است؟

حارث گفت:

مصائب روزگار به من رسیده است. ای امیر مؤمنان من تشنه ی دشمنان هستم.

حضرت فرمود:

در چه زمینه با من دشمنند؟

حارث گفت:

عده ای افراط و عده ای تفریط می کنند در صحبت به شما.

حضرت فرمود:

این را بدانید که بهترین شیعیان من گروه میانه رو هستند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه