بر کرانه غدیر صفحه 1179

صفحه 1179

همین که چشم آنها به پرچم رسول الله افتاد، گریه بسیاری نمودند و در این موقع قیس اشعاری سرود و چنین گفت:

«این همان پرچمی است که پیرامون آن با رسول خدا بودیم و جبرئیل یار ما بود. ضرر نمی کند کسی که انصار پشتیبان او هستند. در صورتی که برای او جز آنان هیچکس یار و یاور نباشد.»

در آن هنگام که اوضاع بر معاویه بسیار سخت و دشوار شد و خود را در شرف شکست دید، یاران نزدیکش را جمع کرد و گفت:

مردانی از یاران علی مرا اندوهگین ساخته اند، مانند قیس و مالک و عدی. هر کدام

از شما باید مأمور نابودی هر یک از این اشخاص شوید و با تمام قوا و نبرد به جنگ با آنان بپردازید.

در آن جمع بسر بن ارطاه به مقابله با قیس گماشته شد. بامدادان با سپاهیان و همراهان خود در مقابل قیس و لشکریانش جبهه گرفت و جنگ سختی بین آن دو در گرفت. قیس با هیبتی مردانه که گویی احدی را دسترسی به آزار و تسلط بر او نیست در مقابل بسر بن ارطاه ظاهر شد و حمله را آغاز کرد و این رجز را می خواند:

«من پسر سعد هستم که عادت به فرار جنگ ندارم. زیرا فرار برای جوانمرد همچون گردنبندی است که به گردن می افتد و موجب ننگ و عار است. ای خدا تو شهادت را نصیبم فرما.

زیرا کشتن و شهادت در راه تو بهتر است از هم آغوشی با دوشیزگان زیبا.»

سپس حمله ای بر سپاهیان بسر بن ارطاه نموده و کمی بعد بسر در مقابل او آشکار شد و چنین گفت:

«من پسر ارطاه هستم که قدر و منزلتش بزرگ است. فرار در سرشت من نیست. من درباره دشمنم آنچه بر عهده داشتم، انجام دادم ای کاش می دانستم چه قدر از عمرم باقی مانده است.»

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه