بر کرانه غدیر صفحه 1234

صفحه 1234

گفتند:

این خادم، گنجینه ها و دفینه های قصر را می شناسد. او را گرفته و

از او در مورد گنجهای قصر پرسیدند. اما او جوابی نمی داد.

پادشاه دستور داد که با شکنجه از او اقرار بگیرند. او را گرفتند و بر سرش سوسک هایی سیاهی گذارده و با دستمال قرمزی بستند و این از شدیدترین نوع شکنجه ها بود. زیرا پس از ساعتی سر افراد سوراخ می شد و آنها با وضع فجیعی جان می سپردند. اما این کار در آن خادم هیچ تأثیری نداشت. برعکس می دیدند که سوسک ها مرده اند.

سلطان احضارش کرد و با اصرار دلیل آن را پرسید. خادم پاسخ داد:

علتی جز این فکر نمی کنم که هنگامی که سر مبارک امام حسین علیه السلام را از شام به مصر می آوردند. منهم شرکت کردم و مدتی آن سر مبارک را بر بالای سر خود را حمل کردم.

پادشاه که تحت تأثیر کرامات این سر مبارک قرار گرفته بود، گفت:

آری سری عظیم تر از این چه خواهد بود. بنابراین آن خادم را بخشید و آزاد کرد.

*****

الغدیر، ج 8، ص 184.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه