بر کرانه غدیر صفحه 1269

صفحه 1269

او در سخنوری و شعر مهارت کافی داشت.

او علاقمندان بسیاری داشت، ولی دو تن از صالحان آن دوره به نامهای محمد بن قارون و علی سورائی از شعر او عیب جویی می کردند.

این دو نفر هر دو خواب می بینند که گویا به روضه شریف حسینی مشرف شده و فاطمه زهرا و ائمه دیگر همه در آنجا حضور دارند. در آنجا ابن الحجاج را می بینند که در حال رفت و آمد است. به همدیگر می گویند که این مرد چه گستاخانه در حضور پیشوایان راه می رود؟

حضرت زهرا با شنیدن این جمله ناراحت شد و می فرمایند:

«او را دوست بدارید، هر کس او را دوست نداشته باشد شیعه

ما نیست. از اجتماع امامان نیز صدائی برخاست که هر کسی او را دوست نداشته باشد، مؤمن نیست»

محمد بن قارون می گوید:

هنگامی که از خواب برخاستم، از کردار گذشته خود ناراحت شدم.

دیری گذشت و من خواب را به دست فراموشی سپردم. تا این که به زیارت سبط شهید سلام الله علیها مشرف شدم. در راه جماعتی از شیعیان را دیدم که شعر ابن الحجاج را می سرایند به آنها ملحق شدم و در کمال تعجب دیدم که علی سورائی هم در میان آنهاست.

به او سلام کردم و گفتم:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه