بر کرانه غدیر صفحه 1352

صفحه 1352

فردا که شد من می روم و تو هم دنبال من بیا و من اگر چیزی دیدم که بر تو ترسیدم، مانند کسی که بخواهد به ما آسیب برساند، اندکی خم می شوم و سپس نزد تو می آیم و اگر کسی را ندیدم تو دنبال من بیا تا هر کجا من رفتم، تو هم بیا. آنها رفتند تا به پیامبر رسیدند، ابوذر تسلیم شد و شهادتین را بر زبان جاری ساخت.

پیامبر به او فرمود:

ای ابوذر حال به میان قبیله خود برو،

تا فرمان من به تو برسد.

ابوذر گفت:

سوگند به خدا به قبیله ام بر نمی گردم مگر این که در مسجدالحرام فریاد مسلمانی سر بدهم.

پس به مسجد وارد شد و با بلندترین آواز ندا داد:

«گواهی می دهم که خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و رسول اوست». بت پرستان چنان او را زدند که افتاد و عباس او را از چنگ بت پرستان نجات داد.

*****

الغدیر، ج 16، ص 119.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه