بر کرانه غدیر صفحه 654

صفحه 654

امید که روزی این مواریث عظیم و زندگی آفرین به همه زبانها گردانیده شود و بشریت به عمق این تعلیم و محبت و پیمان و پاکی و جهاد و اعتقاد برسد. اما در آن روز، پنج ساعت از آفتاب بالا آمده، به منبر بر آمد. در آغاز، خدای را ستایش کرد، آنگونه که چونان ستایشی، از آن پیش، کس نشنیده بود و ثنایی گفت خداوند را که دیگران بدان سان نیارسته بودند ثنا گفتن. از این خطبه آنچه در خاطر روایان ماند این است:

خداوند را سپاس، که سپاس را در عین بی نیازی از سپاس گزاران، وسیله ای ساخت برای اذعان خلق به پروردگاری او و سببی افزونی رحمت را و راهی روشن، آن کس را، که فضل بیشتر او را خواهان باشد.

من گواهی می دهم که جز اللّه، معبودی نیست. اوست یگانه و بی انباز و نیز گواهی می دهم که محمد بنده اوست و فرستاده او. در ازل، به علم خویش، او را از میان خلقها همه برگزید و در میان پیامبران نیز مرتبه ای والایش بخشید، تا از سوی خداوند امر و نهی کند. خداوند در رساندن احکام خود، محمد را به جای خویش قرار داد. زیرا خداوند خود به چشم ها دیده نشود و به خاطرها در نگنجد و در لایه های پیچیده گمان ها و پندارهای انسان جای نگیرد.

آری خدایی نیست جز همان اللّه ملک جبار. خداوند اعتراف به نبوّت محمد را با اعتراف به

الهیت خود مقرون ساخت و او را به چنان اکرامی ویژه کرد که یکی دیگر از خلق بدان پایه نخواهد رسید. محمد نیز شایسته این ویژگی و عنایت بود، چه او خود را ویژه خداوند کرد بود و ربیب خدا بود. آری آن کس که هر لحظه به گونه ای باشد به این ویژگی نرسد و آن دل که دست خوش هر گمانی گردد به مرتبه محبت حق نایل آمدن نتواند.

خداوند فرمود که بر او درود فرستیم (2)، تا گرامیداشت بیشتر او باشد و هم سببی که درخواست درود فرستند به اجابت رسد (3). اکنون خدای بر او درود فرستد و او را از این بیش تکریم کند و تشریف بخشد و بزرگ افزاید، تا آنجا که عظمتش پایان یافتن نشناسد و تا جاودان هماره بر جای باشد.

آنکه خداوند، پس از محمد، از میان خلق، تنی چند را ویژه خویش ساخت. (4) این ویژگان را در پرتو اعتلای حضرت محمد صلی الله علیه و آله اعتلا بخشید و رتبت حضرت محمد صلی الله علیه و آله بدیشان سپرد. تا داعیانی باشند راستین که خلق را به سوی خدای خوانند و مردمان را خداشناسی آموزند. از این دسته در هر قرنی و زمانی، کس هست. خداوند اینان را در ازل بیافرید، به صورت انواری زبان، به ستایش او گشوده و شکر و تمجید او در دلشان افتاده. آنگاه ایشان را حجتهای خویش کرد بر هر کس که به ربوبیت خدا خستو است و به عبودیت خویش معترف.

خداوند، این ویژگان را به هنگام آفرینش دیگر آفریده ها حاضر داشت و تا آنجا که خود خواست، کار را به ایشان

سپرد (5) و ایشان را ترجمان خواست و مشیت خویش قرار داد و زبان اراده خود ساخت.

اما با این همه، ایشان بندگان اویند، بندگانی که بی دستور او سخن نگویند و همواره به فرمان او روند. خداوند خود چگونگی و احوال ایشان را نیک می داند. ایشان برای کس آمرزش نخواهند مگر آن را که خدای پسندد. هیچگاه دل از بیم خدای فارغ ندارند. همی احکام او را به جای آرند و سنت الهی را پیروی کنند. از حدود خدایی در نگذرند و او را فرمان برند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه