یکی دو ساله تو کوچه ی ما یکی نفر پیدا شده که حرف های عجیب و غریب می زنه.
مهم ترینش اینه که پیغمبر بعد از خودش کسی رو برای جانشینی تعیین نکرده و فرموده: خودتون در این مورد تصمیم بگیرید. هر کسی برای این آقا دلیلی آورد که اشتباه می گه و این طور نبوده. امّا من به او گفتم:
وقتی من پایم شکست، بازوبند کاپیتانی را دادم به جواد.
معلّم ما وقتی می رفت به شهرِ دیگه، فکر معلّم بعدی بود و کسی را برای ما تعیین کرد.
پدرم وقتی می خواست بره حج، برادر بزرگم را برای سرپرستی ما مشخص کرد.
راننده اتوبوس وقتی می خواست برگرده شهر خودش، ما را وسط بیابان رها نکرد و به یک راننده ی دیگه سپرد.
رئیس اداره دایی علی وقتی مأموریت رفت، دایی علی را جانشین خودش گذاشت.
اون وقت چه طور می شه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، دین و آیین تازه را بی سرپرست بگذاره و از دنیا بره؟
این آدم تازه وارد خیلی وقته رفته که برای من جواب بیاره! اگر چه می دونم جوابی نداره که بیاره.
یا علی