در ساحل غدیر صفحه 111

صفحه 111

شاهی که نتوان زد رقم , یک مدحت از آن ذوالکرم

اشجار اگر گردد قلم یا چرخ سازد دفتری ...

جز او که فرخ پی بود, مست از الهی می بود

آن کیست تا کز وی بود, پر از ثریا تا ثری

ای لجه نایاب بن , حق را ید و عین و اذن

حکم تو کرد از بدو کن , فلک فلک را لنگری

شط شریعت را پلی , جام طریقت را ملی

بستان وحدت را گلی , نخل مشیت را بری

پنهان به هر هنگامه ای , در جلوه از هر جامه ای

دست خدا را خامه ای , سر صمد را محضری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه