در ساحل غدیر صفحه 137

صفحه 137

هرکه این ساغر ننوشد عیش بادش زهر مار

این می اندر جام آدم صاف شد تا شد صفی

این می اندر کام نوح آمد که آمد رستگار

این می ابراهیم خورد و مست گشت و بت شکست

شد بر او بر دو

سلام , از شعله نمرود, نار

نشاه این می نداند غیر رند باده نوش

مستی این می نداند غیر مست هوشیار

این می از حب ولای آن کسی آمد که اوست

هم وصی مصطفی و هم ولی کردگار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه