در ساحل غدیر صفحه 158

صفحه 158

اول به فلک بده که پیر است

از جام و سبو گذشت کارم

وقت خم و نوبت غدیر است

برد از نگهی دل همه خلق

آهوی تو سخت شیرگیر است

در عشوه آن دو آهوی چشم

گر شیر فلک بود,اسیر است

در چنبر آن دو هندوی زلف

خورشید سپهر,دستگیر است

می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه