در ساحل غدیر صفحه 170

صفحه 170

کرده یزدانت همی انباز با حور بهشت

و آنچه بخشد حور را, بخشیده صدچندان تو را

در کنار خویشتن پرورده رضوانت بناز

تا کندفرمانروا بر حور و بر غلمان تو را

زلف

طرار تو زان پس حیله ها انگیخته است

تابه افسون و حیل دزدیده از رضوان تو را

نا نیابد مر تو را بار دگر رضوان خلد

هر دم اندربند و چین خود کند پنهان تو را

با همه کوشش نیابد مر تو را رضوان و من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه