در ساحل غدیر صفحه 183

صفحه 183

یارب علی به مرتبه باشد چو جان من

گوید سخن به خلق همه از زبان من

آگه بود ز راز نهان و عیان من

احباب او تو جای بده در جنان من

اعدای او ببر به سوی وادی سعیر

ای خالق دو عالم و ای حی بی نیاز

لازم هر آنچه بود بگفتم به سوز و ساز

شد ختم چون که خطبه آن خسروحجاز

آمد فرود و برد به درگاه حق نماز

گفتا سپس به خرد و کلان آن شه شهیر:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه