در ساحل غدیر صفحه 205

صفحه 205

شکوه در وقت تعب کم کن که با هم توام است

درد و دارو, زشت و زیبا, رنج وراحت , گنج و مار

از جهان بی وفا رسم وفا کردن مخواه

وز درخت بی ثمر چشم ثمر دادن مدار

هر کسی برچید دامان تعلق زین چمن

از سموم فتنه همچون سرو ماند بر کنار

گر که خواهی گلشن جانت بگیرد خرمی

رو خس و خار هوی و آز را از بن برآر

رنجه مانی گر برنجی از قضای آسمان

شاد باشی گر نخواهی جز رضای کردگار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه