در ساحل غدیر صفحه 228

صفحه 228

به هر دل افتد ز مهر نورش بنوشد از باده طهورش

به جامی از کوثر حضورش شودمجرد تن و روانها

شنیده نیروی سنانش , فکندن عمرو و صد چو آنش

ندیده ای قدرت روانش به کشور ملک لامکانها

به ملک جان شاه کشور است او, به شهر علم نبی در است او

به گنج حق پاک گوهراست او, خراج یک جلوه اش جهانها

ز حق مجیب دعای آدم به امر ایزد وصی خاتم

فروغ اللّه و نور عالم , فدای او جان جان جانها

ظهور عین الکمال ایزد شهود کل الجمال ایزد

به قهر و سطوت جلال ایزد خدانمایی به چشم جانها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه