در ساحل غدیر صفحه 263

صفحه 263

صدای عدل تو ای خصم اهل جور, هنوز

به سان صاعقه در گوش آسمان جاری است

روان به سینه ما کوثر محبت توست

چو موج نور که در نهر کهکشان جاری است

به کام دهر چشاندی میی ز خم غدیر

که شور و جوشش آن در رگ زمان جاری است

از آن زمان که حرم مطلع جمال تو شد

به سوی کعبه چو ریگ روان , روان جاری است

هماره جوشش خون تو ای روان بهار

به نبض لاله و سوری و ارغوان جاری است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه