در ساحل غدیر صفحه 293

صفحه 293

ای توتیای دیده من خاک پای تو

وی کنج خلوت دل عالم سرای تو

هر مو به تن زبان شده تا از تو دم زند

چون نی پر است هر رگ جان از نوای تو

گاهی برآی از دل و در دیده جلوه کن

ای صدهزار دیده و دل مبتلای تو

داغ محبت تو چراغ دل من است

این لاله زار یافت صفا از صفای تو

دانم چسان ز درد کشم انتقام , اگر

دستم رسد به تربت دارالشفای تو

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه