در ساحل غدیر صفحه 73

صفحه 73

دارد ز خوشدلی به رخ صبح خنده ها

هر صبحدم به صیقل مهر تو آسمان

آیینه ضمیر مرا می دهد جلا

کامی که هست از تو طلب می کند دلم

چون ذات توست واسطه رحمت خدا

دیگر امید آن که دهی سرفرازیم

گردد سرم ز سجده به خاک تو عرش سا

ختم سخن نما به دعایی ز روی صدق

اکنون که هست صبح اجابت جبین گشا

تا هست مست شور تو سرهای سرخوشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه