در ساحل غدیر صفحه 93

صفحه 93

دو صد قرابه شراب اربیک نفس بخورم

که مست تر شوم اصلا نمی کند توفیر

عجب مدار که گوهرفشان شوم امروز

که صد هزارم دریاست در درون ضمیر

دمیده صبح جنونم چنان که بر وی دم

ز قل اعوذ برب الفلق دمد زنجیر

برآن مبین که چو خورشید چرخ عریانم

برآن نگر که جهان را دهم لباس حریر

نهفته مهر نبی , گنج فقر در دل من

که گنج نقره نیرزد برش به نیم نقیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه