در ساحل غدیر صفحه 97

صفحه 97

آن سلسله را چون دل ما در خور و قابل

بر گردن یک سلسله منت بنه ای یار

ای محرم کوی تو دل عامی و عارف

ای چهره تو قبله ارباب معارف

تو کعبه حسنی و بتان حول تو طائف

وندر حرم روی تو ای کان لطائف

زلف تو از آن روی که الخائن خائف

لرزان و پریشان است چون دزد سیه کار

سرما بنگر تا که چه آرد به سر ما

گر ما بدر نگیم کشدمان همه سر ما

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه