- مقدمه ناشر 1
- اشاره 3
- 1 - استدلال به آیه «ولایت» 4
- 3 - استدلال به آیه «خیر البریه» 6
- اشاره 8
- 1 - استدلال به حدیث «غدیر» 9
- 3 - استدلال به حدیث «ولایت» 19
- 4 - استدلال به حدیث «وصایت» 20
- 6 - استدلال به حدیث «علیّ منّی و انا من علیّ» 21
- اشاره 22
- 1 - استدلال به آیه «اولی الامر» 23
- 3 - استدلال به آیه «تطهیر» 24
- 2 - استدلال به آیه «انذار» 24
- 4 - استدلال به آیه «مباهله» 25
- اشاره 26
- 1 - استدلال به حدیث «ثقلین» 27
- 2 - استدلال به حدیث «مدینه علم» 28
- 3 - استدلال به حدیث «علیّ مع الحق» 29
- 5 - استدلال به انس و نزدیکی با رسول خداصلی الله علیه وآله 30
- 4 - استدلال به حدیث «صدیق اکبر» 30
- 6 - استدلال به وارث علم پیامبرصلی الله علیه وآله بودن 32
- اشاره 34
- 1 - استدلال به آیه «شراء» 35
- 2 - استدلال به آیه «مودّت» 36
- اشاره 37
- 1 - استدلال به سابق بودن در اسلام و ایمان 38
- 4 - استدلال به حدیث «رایه» 44
- 5 - استدلال به حدیث «سدّ ابواب» 44
- 6 - استدلال به مجاهده در راه خدا 45
- 7 - استدلال به بت شکن بودن 47
- 9 - استدلال به ابلاغ سوره برائت 48
- 8 - استدلال به حدیث «نور» 48
- 10 - استدلال به محوریت محبت او در ایمان 49
- 11 - استدلال به برتری خویش 49
- اشاره 52
- صفات پیروان غدیر 53
- این ها پیروان واقعی غدیر نیستند؟! 60
فراهم کردم، سپس آنان را برای غذا دعوت نمود که جمعیت آن ها چهل نفر یا کمتر یا بیشتر بود، و در میان آنان عموهای پیامبر از ابوطالب، حمزه، عباس و ابولهب بودند. چون همگی برای غذا جمع شدند حضرت آن ها را به غذایی که فراهم کرده بودم دعوت کرد و ما غذا را حاضر کردیم. چون آن را بر زمین گذاشتیم، حضرت تکه گوشتی را برداشت و با دندان های خود دو نیم کرد و سپس آن را در میان طبق گذاشت و فرمود: با نام خدا شروع کنید. همگی از آن غذا خورده و سیر شدند در حالی که تنها آثار دست های آن ها بر غذا بود و از غذا چیزی کاسته نشده بود. و قسم به کسی که جان علی به دست اوست اگر یک نفر آن ها به مقدار تمام غذاها می خورد باز برای همه فراهم بود. سپس حضرت فرمود: آنان را سیراب نما. من کاسه را برداشته و به آنان دادم و همگی از آن آشامیده و سیراب شدند. به خدا سوگند! که اگر هر یک از آنان می خواست همه شربت را بخورد امکان داشت. چون رسول خداصلی الله علیه وآله خواست برای آنان سخن بگوید ابولهب ابتدا به صحبت کرد و گفت: سحر صاحب شما، شما را تأثیر کرده است. آنان متفرق شدند و لذا پیامبرصلی الله علیه وآله نتوانست با آنان سخن بگوید.
روز بعد پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود: ای علی! همانا این مرد مرا سبقت گرفت به آنچه که شنیدی و قوم مرا متفرق کرد قبل از آن که من با آنان سخن بگویم. تو همانند سابق طعامی آماده ساز و دوباره آن ها را برای من جمع کن.
حضرت علی علیه السلام می فرماید: من برخاستم و آنان را برای حضرت جمع کردم. پیامبرصلی الله علیه وآله طعام را خواست و من برای قوم آماده ساختم و پیامبرصلی الله علیه وآله همان کاری را که روز قبل انجام داده بود انجام داد، سپس