- مقدمه ناشر 1
- اشاره 3
- 1 - استدلال به آیه «ولایت» 4
- 3 - استدلال به آیه «خیر البریه» 6
- اشاره 8
- 1 - استدلال به حدیث «غدیر» 9
- 3 - استدلال به حدیث «ولایت» 19
- 4 - استدلال به حدیث «وصایت» 20
- 6 - استدلال به حدیث «علیّ منّی و انا من علیّ» 21
- اشاره 22
- 1 - استدلال به آیه «اولی الامر» 23
- 3 - استدلال به آیه «تطهیر» 24
- 2 - استدلال به آیه «انذار» 24
- 4 - استدلال به آیه «مباهله» 25
- اشاره 26
- 1 - استدلال به حدیث «ثقلین» 27
- 2 - استدلال به حدیث «مدینه علم» 28
- 3 - استدلال به حدیث «علیّ مع الحق» 29
- 4 - استدلال به حدیث «صدیق اکبر» 30
- 5 - استدلال به انس و نزدیکی با رسول خداصلی الله علیه وآله 30
- 6 - استدلال به وارث علم پیامبرصلی الله علیه وآله بودن 32
- اشاره 34
- 1 - استدلال به آیه «شراء» 35
- 2 - استدلال به آیه «مودّت» 36
- اشاره 37
- 1 - استدلال به سابق بودن در اسلام و ایمان 38
- 4 - استدلال به حدیث «رایه» 44
- 5 - استدلال به حدیث «سدّ ابواب» 44
- 6 - استدلال به مجاهده در راه خدا 45
- 7 - استدلال به بت شکن بودن 47
- 9 - استدلال به ابلاغ سوره برائت 48
- 8 - استدلال به حدیث «نور» 48
- 10 - استدلال به محوریت محبت او در ایمان 49
- 11 - استدلال به برتری خویش 49
- اشاره 52
- صفات پیروان غدیر 53
- این ها پیروان واقعی غدیر نیستند؟! 60
شمشیرم بر آنان از طرف راست و چپ حمله کردم و همگی را فراری دادم. پیامبرصلی الله علیه وآله به من فرمود: ای علی! آیا مدحت را در آسمان می شنوی؟ ملکی به نام " رضوان " صدا می زند: شمشیری به جز ذوالفقار نیست و جوان مردی به جز علی نمی باشد. من از شادی گریستم و خدا را بر نعمتش شکر گذاردم.»
7 - استدلال به بت شکن بودن
ابو مریم نقل کرده که علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: «انطلقت أنا و النبیّ صلی الله علیه وآله حتّی أتینا الکعبه، فقال لی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: اجلس و صعد علی منکبی فذهبت لأنهض به فرأی منّی ضعفاً، فنزل و جلس لی نبی اللَّه صلی الله علیه وآله و قال: اصعد علی منکبی. قال: فصعدت علی منکبیه. قال: فنهض بی. قال: فانه یخیل الیّ انّی لو شئت لنلت أفق السماء حتی صعدت علی البیت و علیه تمثال صفر أو نحاس فجلعت ازاوله عن یمینه و عن شماله و بین یدیه و من خلفه حتی إذا استمکنت منه. قال لی رسول اللَّه صلی الله علیه وآله: اقذف به فقذفت به فتکسر کما تتکسر القواریر ثم نزلت فانطلقت أنا و رسول اللَّه صلی الله علیه وآله نستبق حتی توارینا بالبیوت خشیه ان یلقانا أحد من الناس»؛(1) «من و پیامبرصلی الله علیه وآله حرکت کرده تا به [کنار]کعبه رسیدیم. رسول خداصلی الله علیه وآله به من فرمود: بنشین، آنگاه بر دوش من سوار شد، من خواستم که برخیزم حضرت در من ضعفی مشاهده کرد لذا پایین آمد و برای من نشست و فرمود: بر دوشم بالا برو. می فرماید: بر دوش حضرت بالا رفتم و او مرا بالا برد. حضرت علی علیه السلام می فرماید: به گمانم آمد که اگر بتوانم می توانم به افق آسمان برسم تا اینکه بر روی
1- 78. مسند احمد، ج 1، ص 84؛ السیره الحلبیه، ج 3، ص 86؛ کنز العمال، ج 13، ص 171.