گفتار ششم
«دنیا نگری»
در آن روزها، که در کنار پیامبرصلی الله علیه وآله انیس جانش بودی و من دو انسان می دیدم به یک هدف، دو جان در یک بدن، رسولِ مهربانی، می فرمود: «یا علی! خداوند تو را زینت داده به زینتی که مزیّن نگشته بندگان به زینتی محبوب تر از آن و آن زینت ابرار است در پیشگاه خداوند (زهد در دنیا) قرار داده تو را چنان که «لا ترزء من الدّنیا شیئا» چیزی از دنیا بر نمی داری «ولا ترزء الدّنیا منِکَ شیئاً» و بر نمی دارد دنیا از تو چیزی.» (1) بعد از رسول خداصلی الله علیه وآله عابد تریِن مردم بودی، وصی و وزیر و جانشینی شایسته، هیچ زاهدی به مرتبه زهد تو نرسید، عابدان و شب زنده داران، خاک کُویت را، مُهر نمازشان قرار دادند و دست گدایی به سوی آستانت دراز نمودند. و رحل اقامت شان را به در خانه تو افکندند، نشد که از طعامی سیر شوی، نان جوین خوردی، خدمت خلق نمودی، خانه نشین وامام برحق، قولت، قول خدا بود و برای قوام این دین عزیز، ساکت بودی و «در سکوتت چاره ساز مسلمین بودی»؛(2) آن زمان هم
1- 61. شرح نهج البلاغه {مدرس وحید} ج 10، ص 128.
2- 62. نهج البلاغه خطبه،3