ندای ولایت در دومین کنگره بین المللی غدیر صفحه 36

صفحه 36

تو از عیسی مسیح این گونه سخن گفتی:

« … و ان شئت قلت فی عیسی بن مریم‌علیه السلام فلقد کان یتوسد الحجر و یلبس الخشن و یأکل الجشب و کان ادامه الجوع و سراجه باللیل القمر و ظلاله فی الشتاء مشارق الارض و مغاربها، فاکهته و ریحانه ماتنبت الارض للبهائم و لم تکن له زوجة تفتنه و لا ولد یحزنه و لا مال یلفته و لا طمع یذله، دابته رجلاه و خادمه یداه … » (62)

شگفتا اکنون که نوبت به عیسی رسید سخن به درازا کشید تو از عیسی‌علیه السلام مانند پیامبران گذشته به اجمال سخن نگفتی، تفصیل تو چه زیبا و اسرارآمیز هم چون عیسی زیبا و اسرارآمیز است، تصویری که از او ترسیم کردی زیباتر از تصویر را نائیل … بود آنها تصویر او را در کلیساها ترسیم نمودند و تو از او تصویری در تاریخ باقی گذاشتی که همگان را به حیرت و اعجاب افکنده است.

« … و اگر ای شنونده بخواهی با تو از عیسی سخن می‌گویم: او در شبانگاه و آن زمانی که از عبادت مادی به عبادت معنوی پناه می‌برد و سر بر روی سنگ می‌گذاشت و دیده می‌بست تا در سکوت شب و قطع رابطه با همه چیز با خدای خود به راز و نیاز بپردازد،لباس‌های او برخلاف لباس دیگران از تارهای خشن بافته شده بود و از غذاهای لذیذ استفاده نمی‌نمود و تنها خورشت او گرسنگی اش بود، چون اگر گرسنگی نبود آن غذاها غیر قابل خوردن بود. چراغ او در شب، ماه بود و پناهگاهش در زمستان، شرق و غرب زمین بود. میوه‌اش سبزی ای بود که در دل خاک می‌رویید، او همانند بقیه مخلوقات خدا از روییدنی‌های زمین استفاده می‌نمود. او همسری نداشت که دل در گرو او بسپارد و فرزندانی نداشت که اندوهگین سازند، او مالی نداشت که وی را مشغولش دارد و به هیچ چیز دل نمی‌بست و طمع نمی‌نمود که به ذلت کشیده شود. تنها مرکب سواری او پاهایش بودند و تنها خدمتکار او دستانش … »

ای علی بزرگ نمی‌دانم آیا چهره‌ای که ترسیم کردی چهره مسیح بود یا چهره خداگونه تو، آیا مسیح در وجود تو حیات دوباره یافته بود؟ مگر تو بستری جز خاک داشتی؟ آشنایی تو با خاک به آن جا کشید که پسر عمویت پیامبر خدا، پدر و دوست خاک خواند.در شب‌های تار تو، شمعی جز ماه وجود نداشت و در آن زمان که اشک‌های تو بر گونه‌ات می‌غلطید و صدای گریه ات در صحرای حجاز و عراق می‌پیچید شنونده ای جز ریگ روان وجود نداشت.خوراک تو چه بود؟ قطعه نان خشکی که هیچ کس جز تو نمی‌توانست آن را تناول کند، تو طعم خشک نان را تنها با نمکی میشکستی.پیراهنت چه بود؟بافته ای خشن که حتی بردگان از پوشیدنش سر باز می‌زدند، آیا مرکبی جز پاهایت در غیر میدان جنگ داشتی؟ کمیل تو و دعاهای صبح گاهانت، زمزمه‌های عیسی را به یاد صالحین و پاکان می‌انداخت.تو شهید انسانیت شدی همان گونه که یهودیان از هرگونه شکنجه و آزار در باره عیسی‌علیه السلام شهید زنده، دریغ نکردند.

پس اگر چهره عیسی را در تو متجلی ببینیم راه دوری نرفته ایم و تو اگر چهره حقیقی عیسی‌علیه السلام را به تصویر بکشی کاری در خور خود انجام داده‌ای، زیرا هیچ کس جز مسیح اسلام قدرت ترسیم چهره عیسی مسیح‌علیه السلام را ندارد …

حجّت الاسلام والمسلمین فاضل هرندی

پی نوشت ها

1) سوره مائده / آیه 55.

2) سوره مائده / آیه 67.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه