چشم او نهادند و برایش دعا فرمودند و چنان شد که گویا هیچ دردی در میان نبوده است. سپس پرچم را به او دادند تا آن که پیروزی و فتح به دست او جاری شد. (1)در دفعه ششم که ابو بکر را برای ابلاغ سوره برائت به اهل مکه مأمور کرده بودند، از میانه راه وی را عزل نموده و حضرت علی علیه السلام را برای این امر مهم فرستاده و فرمودند:
لا ینبغی لأحد أن یبلّغ هذا إلّا رجل من أهلی؛ (2)
شایسته نیست کسی تبلیغ این امر را به دست گرفته و پیام الهی را به دیگران رساند، مگر آن کس که از اهل من باشد.
این موارد یکی پس از دیگری ادامه یافت تا آن که روز غدیر
1- 1) . «حدیث رایت» را بخاری و مسلم در موارد متعددی در صحیح خود از جمله در بخش فضائل امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده اند و احمد بن حنبل در مسند: 5 / 322، و نسائی در الخصائص: 6، ابن سعد در الطبقات الکبری: 2 / 80، ابن عبد البرّ در الاستیعاب: 2 / 450، بیهقی در السنن الکبری: 6 / 362، متّقی هندی در کنز العمّال: 5 / 284، خطیب بغدادی در تاریخ بغداد: 8 / 5، ابن ماجه، حاکم نیشابوری، هیثمی و دیگران نقل کرده اند. ما در این باره نوشتار جداگانه ای داریم که در سلسله نوشتارهای اعتقادی چاپ شده است.
2- 2) . این حدیث را ترمذی در سنن: 2 / 183، نسائی در الخصائص: 20، حاکم نیشابوری در المستدرک علی الصحیحین: 3 / 51، احمد بن حنبل در مسند: 1 / 3 و 151، هیثمی در مجمع الزوائد: 9 / 119، متّقی هندی در کنز العمّال: 1 / 246، جلال الدین سیوطی در الدرّ المنثور: 3 / 209 و عدّه ای از حافظان اهل سنّت نقل کرده اند.