- مناشده و احتجاج بحدیث شریف غدیر خم 1
- مناشده امیرالمومنین در روز شوری 2
- مناشده امیرالمومنین در ایام عثمان بن عفان 9
- مناشده امیرالمومنین در روز رحبه 14
- اشاره 14
- گواهان مشهور که در روز رحبه شهادت دادند 42
- مناشده امیرالمومنین بر طلحه در روز جمل 45
- اشاره 45
- داستان رکبان در کوفه 47
- کسانی که بسبب کتمان حدیث غدیر دچار نفرین شدند 53
- یک بررسی در پیرامون حدیث اصابت نفرین 53
- مناشده امیرالمومنین 59
- احتجاج حضرت صدیقه 61
- احتجاج امام حسن 63
- احتجاج امام حسین 64
- احتجاج عبد الله بن جعفر بر معاویه 65
- احتجاج برد بر عمرو بن عاص 68
- احتجاج عمرو بن عاص بر معاویه 69
- احتجاج عمار بن یاسر بر عمرو بن عاص در روز صفین 70
- احتجاج اصبغ بن نباته در مجلس معاویه 71
- مناشده جوانی بر ابی هریره بحدیث غدیر در مسجد کوفه 72
- مناشده مردی بر زید بن ارقم 74
- مناشده مردی عراقی بر جابر انصاری 74
- احتجاج قیس بن سعد بر معاویه 78
- احتجاج دارمیه حجونی بر معاویه 80
- احتجاج عمرو اودی بر نکوهش کننده علی 81
- احتجاج عمر بن عبد العزیز خلیفه اموی 82
- احتجاج مامون خلیفه عباسی بر فقهاء 83
- کلام مسعودی 87
- آیه تبلیغ 89
- غدیر در کتاب عزیز قرآن 89
- اکمال دین بولایت 116
- روایات مربوط به وقت نزول این آیه 117
- اشاره 128
- عذاب واقع 128
- یک نظریه در پیرامون حدیث مذکور 139
- سوره ها مدنی و مکی 158
- عید غدیر در اسلام 174
- داستان تهنیت 179
- بازگشت به آغاز مطلب 197
- هر قدر زندگانی کنی روزگار شگفتیها بتو نشان میدهد 205
- تاجگذاری روز غدیر 209
- سخنی چند از حفاظ حدیث و صحابان نظر پیرامون سند حدیث 215
- دادرسی پیرامون سند حدیث 245
- رای همگانی درباره ابن حزم اندلسی 261
- مفاد حدیث غدیر خم 289
- مفعل بمعنای افعل 298
- سخن رازی در مفاد حدیث 306
- شبهه مزبور نزد علماء 312
- سخن دیگر رازی 317
- جواب رازی 322
- مفعل بمعنای فعیل 325
- اشاره 326
- نظری در معانی مولی 326
- بررسی هر یک از معانی و تطبیق به مورد بحث 327
- معانی که اراده آنها از حدیث امکان دارد 334
- قراین معینه متصله و منفصله 340
- احادیثی که معانی مولی و ولایت را تفسیر نموده 366
- سخنانی در پیرامون مفاد حدیث غدیر 374
- توضیح واضح درباره مفاد حدیث 389
- قربات (عبادات و اعمال وارده) در روز غدیر 391
- حدیث روزه روز غدیر 391
- رجال سند حدیث 393
- اشاره 393
- انتقاد از ابن کثیر درباره مطالب او در غدیر 397
- سخن امام زین العابدین 405
آن " محراکم " میباشد یعنی جایگاهی که درباره آن سزاوار است گفته شود که " هو اولی بکم " یعنی آن لایقتر است بشما مانند اینکه گوئی: " هو مئنه الکرم " یعنی او مکان گفتار گوینده است که: " انه الکریم " یعنی براستی او کریم است یا معنای: " اولی بکم " بمعنی: " مکانکم عما قریب " میباشد که از ولی بمعنای قرب است- یا بمعنی " ناصرکم " است یعنی یار شما به طبق قول شاعر که گفته: تحیه بینهم ضرب وجیع " یعنی سلام و تحیت میان ایشان عبارت است از ضربت دردناک، یا معنای " مولاکم ": متولیکم باشد، یعنی: (آتش) عهده دار شما است چنانکه موجبات آنرا در دنیا عهده دار بوده اید.
مقصود بیضاوی از این شرح بیان معنی حقیقی لغوی آن که در آغاز بدان تصریح نموده نیست، بلکه مقصودش بیان حاصل معنی است و مقدم داشتن این معنی که: " هی اولی بکم "، و استشهاد او به بیت لبید که جز این معنی (اولی) در آن احتمال داده نشده است، مشعر بر اینست که معنی اصلی و حقیقی کلمه (مولی) همان (اولی) است و سخن اخیر او که گفته: جایگاهی که درباره آن سزاوار است گفته شود الخ و نکته سنجی او در تقریب بقیه معانی بنحوی از عبارات که هر یک از آنها مناسب با یکی از آن معانی است باستثنای معنی " اولی " از لحاظ تقریب معنی از وجهه لغوی نیست بلکه معنی لغوی را با مقدم داشتن آن و استشهاد به بیت لبید تثبیت نموده و در اینجا مراد تقریب معنی از وجهه قصد و اراده است (بعبارت دیگر مرادش اینست که از آن معنی لغوی در آیه، مراد و مقصود آن معانی است که بیان داشته است) و آنچه در تفسیر نسفی مذکور است قریب باین است.
و خازن گوید: " هی مولاکم: ای ولیکم " یعنی (در آیه مورد استشهاد) مولی بمعنای ولی است، و گفته شده که بمعنای اولی است، یعنی آتش اولی. (سزاوارتر) بشما است برای گناهی که مرتکب شده اید، و معنی چنین میشود: آتش است که متولی امر شما میشود زیرا آتش امر شما را در اختیار گرفته و شما خود را (بسبب کفر و نفاق) تسلیم آن نموده اید، پس آتش از هر چیزی اولی (سزاوار)