ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 104

صفحه 104

می کند بر اینکه عمر رضی الله عنه از خواندن شعر در مسجد خوشش نمی آمد و لذا در خارج مسجد میدان وسیعی را برای این کار آماده ساخت وگفت:

هر کس میخواهد که آواز بخواند و یا شعری بسراید برود میان آن میدان و اشعارش را بسراید و آوازش را بخواند.

این دستورات جناب خلیفه مخالف رفتار پیامبراکرم در دوران زندگیش بود و در همانجا حسان او را محکوم کرده و او را قانع ساخت و باو گفت: کسی که فرمانش اجرا نمی شود نظریه و رایش اعتباری ندارد.

پیش از آنکه‌حسان این سخن را به عمر بگوید، رسول اکرم وی را از آن اندیشه نادرست منع فرمود وحقائقی را که در اشعار حسان نهفته است باو گوشزد فرمود.

این مطالب را رسول خدا هنگامی که در اطراف کعبه طواف می کرد و مهار ناقه اش در دست عبدالله بن رواحه بود و این اشعار را میخواند به عمر تذکر داد.

خلوا بنی الکفار عن سبیله

خلوا فکل الخیر مع رسوله

راه باز کنید ای کافر زادگان و از سر راه او کنار روید به یک‌سو بروید زیرا تمام خوبیها با رسول خدا است.

نحن ضربناکم علی تنزیله

ضربا یزیل‌الهام عن مقیله

ما بر طبق نزول آیات قرآن با شما جنگ کردیم و شما را زدیم زدنی که مغزها را از کاسه سر بیرون می کند.

و یذهل الخلیل عن لخیله

یا رب انی مومن بقیله

و زدنی که خاطره دوست را از فکر دوست بیرون ببرد ای پروردگار من بگفتار رسولت ایمان دارم.

عمر به او گفت: ای فرزند رواحه در اینجا شعر میخوانی و این سخن می گوئی؟

رسول خدا (ص) به او فرمود: ای عمر نمیدانی چه میگوید یا نمی شنوی اشعارش را؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه