ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 113

صفحه 113

در جلد اول کامل ابن مبرد ص 309 چنین آمده است: قیس مردی شجاع با سخاوت و بزرگوار و آقا بود.

ابو عمرو کشی در کتاب رجال ص 73 گوید: قیس همیشه در دوران جاهلیت و اسلام ریاست و سروری داشت و بزرگواری و شرافت در خاندان آنان بود پدر وجد و پدرانش همه رئیس قبیله بودند، سعد اگر کسی را در پناه خود (بعنوان جوار) جای میداد، همه قبائل جوار او را محترم میداشتند و متعرض پناهنده او نمیشدند و این مطلب بخاطر آقائی و سیادت و بزرگمنشی او بود، او و پدرش در دوران جاهلیت و اسلام سفره ای گسترده داشتند. فرزندش قیس بعد از او نیز همین موقعیت را داشت.

درکتاب الاستیعاب ج 2 ص 538 مذکور است که: قیس بزرگ طایفه بود بطوریکه احدی با او و پدرانش معارض نبود.

در جلد چهارم اسد الغابه ص 215 چنین آمده است: وی بزرگ قبیله اش بود و هیچ کس با او نزاعی نداشت و از خاندان بزرگان آنها بود.

ابن کثیردر جلد هشتم تاریخش ص 99 گوید: قیس بزرگ و آقا و مطاع و فرمانفرما و همگی اطاعتش‌می کردند، مردی بزرگوار و با سخاوت و شجاع و پسندیده بود.

قیس در اشعاری که در باره خود سروده چنین گوید:

و انی من القوم الیمانین سید

و ما الناس الا سید و مسود

من از قوم یمانین آقا و رئیس قبیل هستم و مردم هم دو دسته هستند: یا رئیس و یا مرئوس یا فرمانده و یا فرمانبردار.

و بز جمیع الناس اصی و منصبی

و جسم به اعلو الرجال مدید

اصل و مقام من بر همه مردم غلبه کرده و همه را تحت الشعاع قرارداده است و دارای اندامی کشیده و قوی هستم که بر همه مردان از این جهت برتری دارم.

پدرش یکی از دوازده نقیب و بزرگانی است که اسلام قوم خود را برای رسول

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه