ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 146

صفحه 146

پاسخ داد: بخاطر اینکه همگی از تو قرض دارند و تو طلب کاری.

قیس تمام اسناد را بصاحبانش رد کرده و قرض همگی را بخشید.

جابر گوید: با گروهی تحت فرماندهی قیس بماموریتی اعزام شدیم، قیس‌از مال خود نه شتر برای ما کشت و همگی را میهمان خویش ساخت هنگامی که بخدمت رسول‌خدا مشرف شدیم دوستان ما جریان را به آنحضرت گفتند، رسول خدا فرمود سخاوت و کرم،اخلاق و سرشت این خاندان است.

در سفر دیگری که از عراق بمدینه می آمد هر روزی یک‌شتر برای غذای همراهیان خود می کشت و همگی را غذا میداد تا وقتی که وارد مدینه شد.

عبدالله بن مبارک از قول جویره روایت کرده که: معاویه نامه ای بمروان نوشت وبوی دستور داد که خانه کثیر بن صلت را از او بخرد، کثیر خانه خود را باو نفروخت معاویه نامه ای دیگر نوشته و بمروان دستور داد با کثیر در برابر طلب من سختگیری کن.

اگر قرضش را داد که بسیار خوب والا خانه اش را بفروش و طلب مرا بردار، مروان‌پیام معاویه را بکثیر رسانیده و باو گفت سه روز مهلت داری اگر مالی که معاویه ازتو طلبکار است نپردازی خانه ات را می فروشم.

جویره گوید: کثیر اموال خود را جمع آوری کرد و سی هزار کسر آورد و از مردم درخواست کمک نمود و گفت آیا کسی هست بداد من برسد و این مبلغ را بمن بدهد بیاد قیس بن سعد افتاد و نزد وی رفت و از او درخواست نمود قیس هم سی هزار را باو داد مروان وقتی مال ها را دید خانه اش راباو برگردانده پول ها را نیز از او نگرفت کثیر پول را نزد قیس آورد تا باو مسترد سازد قیس گفت من پول را بتو بخشیده ام و از تو نمی گیرم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه