ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 204

صفحه 204

بتحسین برآمد زاعجاب و گفت

علی را که: به به تو را نیست جفت

مراد همه خلق را رهبری

تو مولای و بر همه سروری

خلاصه در آن مجمع باشکوه

پیمبر بفرمود با آن گروه

که پاس علی را بدارید هان

علی شد امیر همه مومنان

معاویه با این اساس متین

که برپا نمود آن نبی امین

بیاید نمائیم خود اعتراف

که جمله گرفتیم راه گزاف

نمودیم خود را در این جور و کین

گرفتار در اسفل سافلین

بدرگاه حق جملگی شرمسار

اسیر عذاب و گرفتار نار

نه جبران شرمندگیها شود

نه وز خون عثمان نجاتی بود

علی آن عزیز خدای ودود

بود خصم ما جمله یوم الورود

زحق دور و درجور خود سوخیتم

زهی زشت نامی که اندوختیم

حساب من و تو بدست علی است

بلی روز محشر محاسب علی است

چه عذری است ما را بروز جزا

در آندم که افتد زرخ پرده ها

پس ای وای بر تو در آن روز سخت

سپس بر من مجرم تیره بخت

ایا زاده هند بد باختی

سرانجام خود را تبه ساختی

تو عهدی که با من نمودی چه شد؟

وفائی نکردی تو بر عهد خود

بکامی که بگرفتی از این جهان

که ناچیز و ناپایدار است آن

مزایای بسیار دادی زدست

زیان کردی و گشتی از هیچ مست

من از خلق غافل نگشتم دمی

نمودم بسی مکر و نامردمی

که تا شد میسر ترا ملک و جاه

رسیدی باین مسند و تکیه گاه

و گرنه تو اندر صف کارزار

بدی در کمین تا نمائی شکار

فراموش کردی که لیل هریر

بصفین در آن وحشت بی نظیر

بخوابیدی و چون شترمرغ‌زار

تغوط نمودی بخود بی قرار

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه