ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 241

صفحه 241

پسر عاص مگر تو، هنگام خروجت از مکه به سوی حبشه، درباره بنی هاشم این اشعار را نسرودی؟

دخترم می گوید: این چه سفری است؟ و حال آنکه طی این مسیر برای من چیز بی سابقه و ناآشنائی نبود.

بدو گفتم: مرا ول کن که من مردی هستم به سوی نجاشی روان، تا به جعفر دست بیابم.

جعفر را نزد نجاشی چنان داغ کنم و بگذارم که نخوت و فخر فروشی او را به کوچکی پست کنم.

من نکوهش کننده احمدم و در گفتن ناروائی نسبت به او پر گوترین اشخاصم.

و پاداش من در این کوشش متوجه عتبه(بن ربیعه) است، هر چند که او (از حیث مقام) چون طلای سرخ‌بود.

و من از بنی هاشم (در کینه توزی نسبت به آنها) در حضور و غیابشان چیزی فرو نگذارم.

اگر کسی از او پوزش طلبید به نفع خودش هست والا عنان مرکبم را (یا شمشیرم را) به سوی او می گردانم.

این اشعار را، سبط این جوزی در ص 14 "تذکره"اش، و ابن ابی الحدید در ج 2 ص 103 "شرح نهج البلاغه" اش و زکی صفوت درج 2 ص 12 " جمهره الخطب" نقل کرده اند.

اما توضیح و بیان سخن امام حسن (ع):

1- اینکه حضرت خطاب به عمرو فرمود: تو به حبشه رفتی تا جعفر و یارانش را به مکه باز گردانی، اشاره به دومین سفر عمرو عاص به حبشه است، از مردان مسلمان حدود هشتاد و سه تن و از زنان هجده تن به حبشه هجرت نموده بودند که از جمله مردان، جعفر بن ابی طالب(برادر حضرت علی ع) بود موقعیکه قریش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه