ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 296

صفحه 296

آیا به بدی بسر را بزمین افکندی در حالیکه من پسر خوانده اویم:

آیا با کمال بدی مردی سالخورده را بزمین افکندی و حال آنکه یار و کمککار او از او غایب و جدا بود.

ما همگی حامی بسر هستیم و به خونخواهیش قیام می کنیم.

مالک اشتر به آن جوان حمله کرد و این اشعار بخواند:

اکل یوم رجل شیخ شاغره

و عوره تحت العجاج ظاهره

کبرزها طعنه کف وائره

عمرو و بسر رمیا بالفافره

ترجمه: آیا هر روز مردی سالخورده، پای خود را (چون سگ) بلند می کند و عورت خود را درگیراگیر جنگ آشکار می سازد!

عمرو بسر هر یک در پی دیگری، عورت خود را آشکار می کند و هر دو در نکبت و سختی افکنده شدند.

سپس مالک اشتر با نیزه خود به او زد و پشت او رادر هم شکست و بسر هم پس از اینکه بر اثر ضربه نیز علی بزمین خورد، بپا خواست و بطرف یاران خود گریخت.

علی (ع) بر او بانگ زد: ای بسر! معاویه سزاوارتر از تو بود به این امر! پس از بر گشتن بسر، معاویه به او گفت: نگاه کن! که این رسوائی بعد از عمرو بتو رسید.

و در این موضوع حارث بن نضر سهمی این اشعار را سرود:

آیا هر روز برای یکی از سواران خود ندبه می کنید که در رزمگاه عورت او آشکار شده؟ و بدان حیله، از نیزه علی در امان مانده و در خلوتگاه مورد خنده معاویه قرار می گیرد دیروز عورت عمرو آشکار شد و سر خود را از شرمساری پوشاند.

و بسر هم چون او عورت خود را آشکار ساخت.

به عمرو و بسر بن ارطاه بگوئید: که درست بنگرند، نکند دوباره با آن شیر

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه