ترجمه الغدیر - جلد 3 صفحه 58

صفحه 58

رسول خدا (ص) در غدیر خم، زیر درختان عظیمی فرود آمد. روز گرمی بود. بعضی مجبور بودند از لباس سایبانی بسازند، و بعضی دیگر لباس خود را تر نموده به سر میگذاشتند تا از شدت گرما بکاهند، در این هنگام بود که رسول اکرم (ص) بپاخاست و فرمود:

ای گروه مردم آیا من به مومنان از خودشان سزاوارتر نیستم و زنان من ام المومنین نیستند؟ گفتیم: چنین است ای رسول خدا سپس دست علی را گرفت و بلند کرد و فرمود: شما را به‌شهادت میگیرم که: " من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه من عاداه " و این سخن را سه بار تکرار فرمود.

عمر بعد از شنیدن کلام رسول خدا (ص) گفت: ای اباالحسن (کنیه حضرت علی (ع) است) بر تو گوارا باد که اکنون مولای من و مولای هر مرد و زن مومن شدی سپس شخصی از میان جمعیت برخاست و از رسول خدا (ص) اجازه خواست‌که اشعاری در باره علی بسراید. حضرت فرمود:

ای حسان بگو و حسان چنین سرود:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم... تا آخر اشعار که ترجمه اش گذشت.

2- ابوجعفر محمد بن جریر بن رستم بن یزید طبری، قصیده حسان را در (المسترشد) به اسنادش از یحیی حمانی، از قیس، از عبدی، از ابی سعید به لفظیکه ابو نعیم اصفهانی نقل کرده روایت‌نموده فقط بیت سوم چنین است:

الهک مولانا و انت ولینا

و لا تجدن منا لک الیوم عاصیا

خدای تو مولای ماست و تو (پیامبر) ولی مائی.

و امروز، هیچیک از ما را نمی یابی که بر تو عصیان کند.

3 - استاد بزرگ ما، ابوجعفر صدوق محمد بن بابویه قمی، (درگذشته 381 ه.ق) قصیده حسان را در کتاب (امالی ص 343 به سند و متنی که مرزبانی نقل کرده، روایت میکند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه