ترجمه الغدیر - جلد 8 صفحه 134

صفحه 134

- ای " تیم " هوای نفست خوش آمد، طاعتش بردی. ای" عدی " از راه حق بدر رفتی.

- ارث مصطفی را منکر شدی، با سیه کاری بر مسندش جا کردی. بر گو فرمان خلافتت که نوشت؟

- زادگان " عبد شمس " را بر کرسی امارت نشاندی، در سیه کاری راه و رسمت پیش گرفتند.

- مپندار که‌از جرم و جنایتشان بری باشی. بحق سوگند حسین را تو کشتی.

- ای خاندان‌احمد، تا چند جگر داغدارم در ماتم جانگدازتان در تب و تاب است.

- قلبم خونچکان. سیلاب اشکم ریزان. آتش دل‌در اشتعال است.

- هر گاه از ماتم شما یاد کنم، حسرت و اندوه بر دیده ام فریاد کشد: دیگرت خواب نوشین حرام است.

- بر کشته کربلا سیلاب ماتم روان کن که آسمان هم بر او خون گریست.

- اگر امروز در سوک آنان اشک‌ماتم بریزی، فردای قیامت با چهره خرم بپا خیری.

- ای خدای من. این مهری که بدل دارم، سپر بلایم ساز تا از سیه کاری و شرک در امان مانم.

- شکست " جبری " را ترمیم کن. از هر سیه کاری که خون آنان ریخت، بری گردان.

- از برکاتشان ز آتش نیرانم نجات بخش، کن روز که دشمنان در غل و زنجیر باشند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه